آبتينآبتين، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

آبتین عزیز دل مامان

من و عشقم رفتیم پارک

بعد از مدتها که به خاطر سرمای هوا من و پسری با هم دیگه نرفته بودیم پارک بالاخره ظهر جمعه که یه آفتاب دلچسب هم بود با هم دیگه رفتیم پارک و کلی خوش گذروندیم میگه مامان وفتی این چرخونک رو درست می کردن زیرش یه بچه گذاشتن که همش اینو بچرخونه....   ...
30 دی 1392

پسر هنرمند مامان

آبتین یه شعری رو از تو کتابش به کمک مادرجون یادگرفته. حالا نقاشی اون شعر رو هم کشیده. باد می یاد بارون می یاد    آب از توی ناودون می یاد ...
30 دی 1392

آش نذری

 صفر طبق معمول هر سال مادرجون آش نذری پخت که بازم مثل همیشه خیلی خوشمزه شده بود. مادرجون دستت درد نکنه و نذرت قبول البته امسال آبتین هم به مادرجون کمک می کرد اینم سندش: البته آبتین اجازه نداد که تو حیاط و کنار آش ازش عکس بندازم ...
15 دی 1392

ماهیگیری

اینم اسباب بازی جدید آبتین . آبتین خیلی خوشش اومد و همش به یاد کیش می افته . آخه به آبتین تو کیش خیلی خوش گذشت و همش میگه بازم بریم کیش.منم بهش قول دادم که در اولین فرصت با همدیگه بریم کیش. ...
15 دی 1392

کفش جدید

اینم کفش جدید برا زمستون آبتین خان. البته به سلیقه و انتخاب خود آبتین جون ...
3 دی 1392

شب یلدا

آبتین عزیزم:    سفیدی برف را برای روحت     سرخی انار را برای قلبت     شیرینی هندوانه را برای عشقت     و بلندای یلدا را برای زندگی قشنگت آرزو دارم.   دیشب که شب یلدا بود من و آبتین در کنار باباجون ، مادر جون و خاله نسترن ، شب خوب و آرومی رو گذروندیم به جرات می گم یکی از بهترین و آرام ترین شب های یلدای من تو این چند سال بود. به آبتین هم که به طور ویژه خوش گذشت و کلی هم تخمه خورد. ایشالله خدا سایه باباجون و مادر جون رو بالای سرمون نگه داره. و اینم عکس ژله و ته چین که من به کمک آبتین سر آشپز درست کردم. آبتین تو قالب زدن ژله های خیلی حرفه ای کمک می کرد . خ...
1 دی 1392
1